تبليغاتX
پيامبر اعظم

به اميد آنكه سال پيامبر اعظم ، سال ظهورمنجي عالم بشريت ، امام زمان ( عج ) باشد


خانهايميلآرشيوRss
Search

غدیر از زبان فاطمه الزهرا ( 1 ) 

موضوع: شنبه شانزدهم دی 1385

هفتاد روز از حادثه بسيار مهم و تاريخى غدير خم گذشته بود كه رسول مكرم اسلام صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم ديده از جهان خاكى فرو بست و روح مطهرش به عالم ملكوت عروج كرد. ارتحال پيامبر صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم موجى از غم و اندوه در فضاى جامعه نوپاى اسلامى ايجاد كرد. بار مصيبت چنان سنگين شد كه بسيارى در حيرت فرو رفته و از خود بي خود گشتند و از تصميم‏گيرى مناسب و شايسته باز ماندند. جمعى نيز كه از قبل خود را آماده چنين روزى كرده بودند، حال و هواى جامعه را براى ايجاد گرد و غبار، مناسب يافتند و با گِل آلودن نمودن آب، به دنبال گرفتن ماهى مراد خود رفتند. ستاره اميدى كه در غدير خم طلوع كرده و آرام‏بخش دل‏هاى مؤمنان گشته بود، در لابلاى گرد و غبار فتنه، از ديدگان كم فروغ، محو شد. در ميان ظلمت ارتحال آفتاب، شب‏پره‏ها به تكاپو افتادند و با هجوم به خانه وحى، تلاش مذبوحانه‏اى را براى فرونشاندن نور خدا آغاز كردند؛ غافل از آن كه نور خدا با آن دسيسه‏ها خاموش شدنى نيست.

گر چه در اين حمله و هجوم، آتش به كاشانه تنها يادگار رسول خدا صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله‏ افتاد، و گل محمّدى صلى ‏الله ‏عليه‏ و‏ آله ‏و سلم مظلومانه در پشت در، پرپر گشت، سينه دريايى‏اش شكافت و پهلويش بشكست؛ اما در عين حال، او، قدِ خميده از ظلم و ستم را برافراشت و با دست الهى خود به دامن ولايت آويخت و با تمسك به حبل الله المتين و با صلابت و شهامتى بى‏نظير از حقانيت اميرمؤمنان عليه‏السلام سخن‏ها گفت، و از غربت او نشان‏ها داد.

علاوه بر محدثان شيعه كه همگى حديث غدير را نقل كرده‏اند، اغلب محدثان بزرگ اهل سنت و مورخان جهان اسلام حديث غدير را نقل و صحت آن را تأييد نموده‏اند؛ تا آنجا كه اگر كسى در صحت اين حديث ترديد داشته باشد، بايد به همه احاديث ديگر و حتى مسائل بديهى اسلام نيز با ديده ترديد بنگرد.

 رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏ و‏ آله‏ فرمود: مَثَلِ امام (مثل على)، همانند كعبه است، كه مردم به سراغ آن مى‏روند، نه آن كه كعبه به سراغ مردم بيايد.

زهراى اطهرعليهاالسلام دفاع جانانه‏اى از ولايت اميرمؤمنان عليه‏السلام نمود و در اين راه، مشتاقانه جام پرافتخار شهادت را سر كشيد و افتخار اولين شهيد راه ولايت را تا ابد به نام خود ثبت كرد؛ ولى اين دفاع نيز همانند خود آن بانوى بزرگوار، در هاله‏اى از غربت و مظلوميت قرار گرفت و آن گونه كه سزاوار بود به شيعيان وى نيز منتقل نشد.

به رغم عمر بسيار كوتاه حضرت صديقه طاهره عليهاالسلام ، پس از ارتحال پدر بزرگوارشان، آثار به يادگار مانده از ايشان در آن دوران بحرانى و پر تنش، بيانگر عزم راسخ و صلابت و شجاعت فوق العاده حضرت در دفاع از ولايت اميرمؤمنان عليه‏السلام است. جديت ايشان در اين راه، كه منجر به شهادت مظلومانه‏اش شد، نشان از توجه ويژه و اهتمام خاص حضرت به مسأله امامت امت و زمامدارى جامعه مسلمانان دارد.

از جمله محورهايى كه در احتجاجات و سخنان حضرت زهرا عليهاالسلام جلب توجه مى‏كند، نقل «حديث غدير» است كه موضوع نوشتار حاضر نيز همين مطلب است. در اين نوشتار تلاش شده است استنادات حضرت به حديث غدير، در حد امكان از منابع كهن و معتبر حديثى و تاريخى جمع آورى و تقديم علاقمندان به غدير گردد؛ اما قبل از پرداختن به اين موضوع، پاسخ به دو سؤال ضرورى به نظر مى‏رسد:

1.چرا حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام محور بحث قرار گرفته است؟

2.چرا در ميان سخنان ايشان، فقط به حديث غدير پرداخته شده است؟

چرا حضرت زهرا عليهاالسلام ؟

چه ويژگى‏هايى در شخصيت حضرت زهرا عليهاالسلام هست كه موجب شده ايشان به عنوان محور اصلى بحث، انتخاب و استناد آن حضرت به حديث غدير، از اهميت خاصى برخوردار گردد و حتى بر اعتبار آن حديث بيافزايد؟

دلايل فراوانى براى انتخاب حضرت زهرا عليهاالسلام وجود دارد از جمله:

1.حضرت زهرا عليهاالسلام نزديك‏ترين نسبت را با رسول خدا صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم داشت. او يگانه دختر رسول خدا صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله ‏و سلم بود كه نسل پاك نبوى از طريق او ادامه مى‏يافت و امامان از فرزندان ايشان بودند. احترام فوق العاده پيامبر خدا صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله‏ و سلم نسبت به اين دختر، حاكى از شخصيت ممتاز او بود و سفارش‏هاى مكرر رسول خدا صلى ‏الله ‏عليه‏ و ‏آله ‏و سلم به مؤمنان درباره حفظ حرمت او، منزلت بس عالى او را براى همگان روشن ساخته بود. حضرت زهرا عليهاالسلام بيش از همه، متوجه اين موقعيت عالى بود و سنگينى بار مسؤوليت را نسبت به اين جايگاه، بر دوش خود احساس مى‏كرد و به همين علت بيشترين تلاش خود را جهت استفاده كامل و مفيد از اين موقعيت، براى يارى دين خدا و امام حق به عمل آورد.

2.قرآن منزلتى رفيع و عظمتى خاصى براى حضرت فاطمه عليهاالسلام تعريف كرده است. در آيه مباهله با تعبير «نسائنا» از ايشان ياد شده و در آيه تطهير، خداوند بر پاك و مطهر بودنشان شهادت داده است. در سوره «الانسان» با يادآورى داستان اطعام يتيم و مسكين و اسير و اخلاص وصف ناشدنى ايشان، از برترين پاداش‏هاى الهى در حق آنان ياد شده است. و در كوچك‏ترين سوره قرآن يكى از بزرگترين عطاياى الهى به حضرت رسول صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله، وجود نازنين زهراى اطهر، كه حقيقت كوثر است، معرفى شده و در آيه مودّت، محبت ايشان اجر رسالت نبوى صلى‏ الله‏ عليه‏ و ‏آله‏ و سلم به شمار آمده است.

همه اينها و آيات ديگر، بيانگر مقام رفيع معنوى و كمال عبوديت و عصمت ايشان بوده و جايگاه خاص هدايتى ايشان را در جامعه اسلامى تبيين مى‏نمايد.

3.فاطمه زهرا عليهاالسلام در دوران غربت اسلام به دنيا آمد و از همان اوان كودكى، در كانون اصلى مبارزه، با طعم سختى‏ها و مشكلات آشنا شد. هيچ كس مانند او شاهد زحمات طاقت فرسا و شبانه روزى رسول خدا صلوات الله عليه نبود. گرد و غبار خستگى، با دستان كوچك او از رخسار مبارك رسول خدا صلى ‏الله‏عليه ‏و ‏آله‏ پاك مى‏شد و در خلوت‏هاى پيامبر، او بود كه درد دل‏هاى پدر را به گوش جان مى‏شنيد و با نثار محبت‏هاى خود او را غرق در سرور مى‏كرد و همانند مادرى دلسوز، سر حضرت را بر دامن مى‏گرفت و آرام بخش دلش مى‏گشت؛ تا آنجا كه از پدر لقب «امّ ‏ابيها» را دريافت نمود. حضرت زهرا عليهاالسلام نمى‏توانست بعد از ارتحال رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏ و ‏آله‏ شاهد پژمرده شدن نهال نورس اسلام باشد، كه با آن همه زحمات رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏ و‏ آله‏ از زمين سر برآورده و با خون دل‏هاى فراوان سيراب شده بود. آيا شخصيتى مانند زهرا عليهاالسلام مى‏توانست در مقابل اين مسأله، خاموش بنشيند و نگران نباشد؟

4.حضرت زهرا عليهاالسلام همسرى اميرمؤمنان عليه‏السلام را بر عهده ‏داشت كه دومين شخصيت ممتاز جهان اسلام؛ بلكه جهان بشريت بود. پيوند اين دو نور الهى از نوع پيوندهاى عادى زمينى نبود؛ بلكه بنا به تصريح رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏ و ‏آله‏ اين ازدواج يك « پيوند آسمانى» بود و اگر على عليه‏السلام نبود، براى زهراى اطهر عليهاالسلام همسرى شايسته پيدا نمى‏شد. شناخت حضرت از شخصيت اميرمؤمنان عليه‏السلام عميق‏ترين شناخت‏ها بود. آنچه را كه ديگران فقط شعاعى از على عليه‏السلام ديده بودند، ايشان با تمام وجود خود لمس كرده بود و از اخلاص و صفاى علوى و از سوز دل و خيرخواهى وى آگاه بود. او از جان گذشتگى‏هاى فراوان على عليه‏السلام و شهادت‏طلبى‏هاى او را هماره تجربه كرده بود. فاطمه عليهاالسلام پيكر پر جراحت على عليه‏السلام را بارها و بارها مداوا نموده بود و شاهد بود چگونه زخم‏هاى گذشته التيام نيافته، زخم‏هاى جديدى بر همان جا مى‏نشيند؛ اما على عليه‏السلام خم به ابرو نمى‏آورد و هميشه در پيشاپيش صف مجاهدان در راه خدا قرار داشت.

5.حضرت‏ زهرا عليهاالسلام در بيت نبوت بزرگ شده بود و در دوران ده ساله حكومت اسلامى در كانون اصلى حوادث مهم سياسى و اجتماعى قرار داشت و با تيزبينى و هوشيارى فوق‌العاده خود، تمامى جريانات آشكار و پنهان را مى‏شناخت و از ويژگى‏هاى افراد مؤثر نيز آگاهى كامل داشت. او از يك سو، رسول خدا صلى‏الله‏عليه ‏و ‏آله‏ را ديده بود كه براى تداوم صحيح حكومت اسلامى و بالندگى و رشد آن، تدابير مختلفى مى‏انديشيد و زمينه سازى‏هاى لازم را براى امامت اميرمؤمنان عليه‏السلام فراهم مى‏آورد و از سوى ديگر، شاهد نگرانى‏هاى رسول خدا صلى‏الله‏عليه ‏و ‏آله‏ و ياران نزديك وى از وجود جريانات مخفى و مرموز در بطن جامعه بود كه در صدد بودند با دستيابى به قدرت، مسير حكومت اسلامى را تغيير دهند.

با وفات رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏ و ‏آله‏ نگرانى‏ها جدى‏تر شد و جريانات پنهان سر برون آوردند و از بحران به وجود آمده بيش‏ترين استفاده را كرده و بر اوضاع مسلط شدند. زهراى اطهر عليهاالسلام با آگاهى كامل از تدابير رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏ و‏ آله‏ جهت امامت اميرمؤمنان عليه‏السلام و با شناختى كه از شخصيت على عليه‏السلام داشت، كه يگانه فرد شايسته براى زمامدارى مسلمانان بود و با اطلاع از اوضاع سياسى جامعه نوپاى اسلامى كه با صدها خطر مواجه بود، وظيفه خود مى‏دانست كه از حق الهى اميرمؤمنان عليه‏السلام دفاع نمايد و در اين راه، هيچ كوتاه نيايد. به همين دليل بيش‏ترين حمله نيز به ايشان شد و خشن‏ترين برخوردها با او صورت گرفت و آن حضرت نيز با كمال شجاعت و شهامت تا پاى جان ايستاد.

گرچه رسول خدا صلى‏الله‏عليه ‏و ‏آله‏ در فرصت‏هاى مختلف و موقعيت‏هاى متفاوت، بر امامت و جانشينى حضرت على عليه‏السلام تصريح كرده بودند؛ اما اعلام رسمى اين مطلب مهم در «غدير خم» بوده است. با توجه به اين كه اين اعلام بعد از«حجة ‏الوداع» بود و همه مسلمانان متوجه نزديك شدن حادثه رحلت پيامبر صلى‏الله‏عليه‏ و ‏آله‏ بودند و به طور طبيعى در انتظار معرفى جانشين ايشان به سر مى‏بردند؛ رسميت بيشترى به روز غدير داده بود.

6.همان گونه كه با آغاز رسالت پيامبراسلام صلى‏الله‏عليه‏ و‏ آله‏ شخصيت ممتازى چون خديجه در كنار ايشان قرار گرفت و در دوران غربت اسلام، با تمام توان و استعداد به يارى حضرتش پرداخت، با آغاز امامت اميرمؤمنان عليه‏السلام نيز، شخصيت بى‏نظيرى همانند فاطمه زهرا عليهاالسلام به حمايت از ايشان شتافت و همه سرمايه‏هاى خود را در دفاع از مولاى متقيان نثار كرد. او با سعى و تلاش شبانه روزى خود غبار غربت را از رخسار اميرمؤمنان عليه‏السلام زدود و تحمل بارسنگين مظلوميت را براى ايشان آسان نمود و به حق، لقب «اولين شهيد راه ولايت» را به خود اختصاص داد. اولين شهيد راه ولايت يعنى كسى كه در آن فضاى پر شبهه، و آكنده از فتنه‏هاى گوناگون كه در لابلاى غبار برخاسته از آشوب و بلوا همه را گرفتار كرده بود، بتواند با حفظ بصيرتِ خود، لحظه‏اى در تشخيص حق خطا نكند و در دفاع از حق كم‏ترين ترديدى به خود راه ندهد. چنين انتظارى در آن شرايط، فقط از حضرت زهرا عليهاالسلام انتظار مى‏رفت و بس. الحق كه ايشان اين رسالت را به نحو احسن و اكمل به انجام رساند. به راستى آن حضرت با كلام و عمل خود نشان داد كه «ولايت»، قلب تپنده مكتب و روح دين است و بر كسانى كه دغدغه حفظ مكتب دارند، جان فشانى در راه ولايت و گذشتن از همه تعلقات براى پاسدارى از امامت، مهم‏ترين وظيفه است. به همين دليل است كه تك تك كلمات ايشان سندى زنده و گويا و در كمال اعتبار براى همه دلسوزان دين و امت است. سندى كه با خون پاك حضرت زهرا عليهاالسلام به امضا رسيده است و همچون امانتى گرانبها در دستان شيعيانش قرارگرفته، تا با اقتدا به آن بزرگوار، راه پر فراز و نشيب دفاع از دين و ولايت را با قدم‏هاى استوار و پر صلابت بپيمايند.

 

 

 

نوشته شده توسط مصطفي ارژنگ نيا | لينک ثابت |



لينك باكس مذهبي 

با ثبت وبلاگ خود در اين لينك باكس كاربران خود را تا 100% افزايش دهيد.

About
مصطفي ارژنگ نيا
دانشجوي دوره كارشناسي
رشته برق ، در گرايش قدرت
دانشگاه آزاد اسلامي واحد خميني شهر

هرگونه استفاده اي از مطالب اين وبلاگ با ذكر منبع مجاز مي باشد