تبليغاتX
پيامبر اعظم

به اميد آنكه سال پيامبر اعظم ، سال ظهورمنجي عالم بشريت ، امام زمان ( عج ) باشد


خانهايميلآرشيوRss
Search

غدیر از زبان فاطمه الزهرا (3) 

موضوع: دوشنبه هجدهم دی 1385

**آيا جاى عذرآوردن باقى مانده؟

«غصب فدك» انتقامى بود كه از حضرت زهرا عليهاالسلام در مقابل حمايت‏هايش از حق اميرمؤمنان عليه‏السلام گرفته مى‏شد. پافشارى حضرت بر دفاع از ولايت اميرمؤمنان عليه‏السلام و نگرانى هيئت حاكمه از تأثير كلام حضرت زهرا عليهاالسلام در ميان مردم، آنان را واداشت تا با گرفتن فدك از ايشان، به دو هدف عمده برسند: از يك سو، به ديگر معترضان نشان دهند كه ايستادگى در برابر قدرت حاكمه هزينه‏هاى سنگينى دارد و از سوى ديگر، وانمود كنند كه مشكل اصلى هيئت حاكمه با حضرت زهرا عليهاالسلام مسائل مالى و دنيوى است، نه مبحث دين و امامت و ولايت!

آنها مى‏دانستند كه خاندان رسول خدا صلى‏الله‏ عليه‏ و ‏آله‏ و اهل بيت مطهّر، هيچ گونه دلبستگى به مال دنيا ندارند، و تمام همّ و غمّ آنان حفظ مكتب اسلام و پايدارى از اصالت آن است و اگر اين واقعيت براى عامه مردم به اثبات برسد پايه‏هاى لرزان حكومت جديد، سست‏تر خواهد شد. بنابراين، نيازمند سوژه‏اى بودند كه اذهان مردم را به سوى ديگرى هدايت كنند و مشكل اصلى حكومت با خاندان رسول خدا صلى‏الله‏ عليه‏ و ‏آله‏ را دعواى ارث و ميراث و درد مال و منال جلوه دهند؛ لذا بهترين سوژه را گرفتن فدك يافتند، و با تحريف سخنان رسول خدا صلى‏الله‏ عليه‏ و‏ آله‏ مشروعيتى براى كار ناپسنديده خود تدارك ديدند.

حضرت زهرا عليهاالسلام كه به خوبى از اهداف آنان اطلاع داشت، فرصت را مغتنم شمرد و خطبه مشهور خود را در مسجد مدينه ايراد فرمود؛ خطبه‏اى كه طنين سخنان رسول خدا صلى‏الله‏ عليه‏ و‏ آله‏ را در اذهان مردم به ياد مى‏آورد، گويى كه پيامبر صلى‏الله‏ عليه ‏و ‏آله‏ بر بالاى منبر خطبه مى‏خواند!

حضرت در اين خطبه، حقايق فراوانى را با مردم در ميان گذاشت، و پرده‏هاى تزوير و تحريف را كنار زد و چهره غبار گرفته حقيقت را به مردم نشان داد. او چنان مستدل و مستحكم سخن گفت كه خليفه اول در برابر منطق قوى ايشان تسليم شد و دستور باز گرداندن فدك را صادر نمود (گر چه با فاصله كمى مجدداً به دستور نخست خود بازگشت). نتيجه خطبه حضرت، بسيار جالب و قابل توجه است؛ بعد از آن خطبه تاريخى جمعى به حضرت زهرا عليهاالسلام گفتند:

«يا بنت محمّد! لو سمعنا هذا الكلام منك قبل بيعتنا لأبى بكر ما عدلنا بعلىّ أحدا؛ اى دختر رسول خدا! اگر قبل از بيعت با ابوبكر اين سخنان را از تو مى‏شنيديم، به هيچ وجه كسى را بر على عليه‏السلام ترجيح نمى‏داديم

اينجا بود كه حضرت در جواب آنان به جريان غدير خم اشاره كرده، فرمود:

«هل ترك أبى يوم غديرخم لأحد عذرا؟؛ آيا پدرم رسول خدا صلى‏الله‏ عليه ‏و ‏آله‏ پس از حادثه غديرخم، جايى براى عذرآوردن باقى گذاشته بود؟»

در كتاب دلائل الامامه نقل شده است: بعد از اين كه حضرت زهرا عليهاالسلام آن خطبه غرّا را ايراد فرمود، در هنگام بازگشت از مسجد، رافع بن رفاعه به دنبال حضرت آمد و خطاب به ايشان عرضه داشت:

«يا سيّدة ‏النساء لو كان أبوالحسن تكلم فى هذا الأمر و ذكر للناس قبل أن يجرى هذا العقد ما عدلنا به احداً؛ اى سرور زنان! اگر على عليه‏السلام قبل از اين كه مردم با ابوبكر بيعت كنند، با آنان سخن مى‏گفت و روشنگرى مى‏نمود، ما از او روي گردان نمى‏شديم، و با فرد ديگرى بيعت نمى‏كرديم

حضرت زهرا عليهاالسلام فرمود:

«اليك عنى فما جعل الله لأحد بعد غديرخم من حجّة ولاعذر؛ مرا به حال خود بگذار، كه خداوند بعد از جريان غدير خم براى هيچ كس عذر و بهانه‏اى قرار نداده است.»(8)

سخن آخر

در پايان، ذكر اين نكته لازم است كه بعد از ارتحال رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏ و ‏آله‏ و موفقيت حزب سقيفه در دستيابى به خلافت، مخاطبان حضرت زهرا عليهاالسلام اغلب كسانى بودند كه در روز غدير حضور داشتند و با چشم‏هاى خود رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏ و ‏آله‏ را مشاهده كرده بودند كه دست على عليه‏السلام را بلند كرده و به مردم نشان داد. آنها با گوش‏هاى خود شنيده بودند كه پيامبر صلى‏الله‏عليه‏ و ‏آله‏ فرمود: «من كنت مولاه فهذا علىٌّ مولاه» و حتى اغلب آنان در آن روز با حضرت على عليه‏السلام دست بيعت داده و جانشينى رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏ را به وى تبريك گفته بودند. اگر به ندرت كسانى هم بودند كه در غدير حضور نداشتند، آنان نيز اخبار قطعى آن را از مسلمانان حاضر در غدير دريافت كرده بودند. ديگر شبهه‏اى در صحّت جريان غدير وجود نداشت و از لحاظ فاصله زمانى هم كمتر از صد روز از جريان غدير سپرى نشده بود، و احتمال فراموشى مردم به هيچ وجه قابل اعتنا نبود.

در چنين شرايطى كه مخاطبان، علم كافى داشته و بلكه خود در جريان غدير حاضر و شاهد بودند، اما به هر دليلى خود را به فراموشى زدند و گاهى نيز با عناد و لجاجت برخورد كردند، زمينه چندانى براى طرح واقعيت‏هاى روشن و غير قابل انكار نبود، و جز براى اتمام حجّت و يا ثبت در حافظه تاريخ، براى بهره‏مندى آيندگان، ثمره ديگرى نداشت. به همين دليل است كه در آن مقطع خاص، فقط دو مورد از اميرمؤمنان عليه‏السلام استناد به حديث غدير نقل شده است و عمده استشهادات حضرت على عليه‏السلام به جريان غدير، در دوره پنج سال خلافت بود كه بسيارى از مخاطبان حضرت، غدير خم را درك نكرده بودند و به دليل فاصله زمانى زياد، بعضى از اصحاب نيز ادعاى فراموشى مى‏كردند!

با اين توضيح، سرّ اين كه حضرت زهرا عليهاالسلام فقط اشاره‏اى به غدير مى‏نمايند، و اغلب به حالت سؤال كه آيا غدير را فراموش كرده‏ايد، و يا اين كه آيا جاى عذر و توجيهى بعد از غدير باقى مانده است، روشن مى‏گردد.

البته توجه به اين نكته كه حضرت زهرا عليهاالسلام با فاصله بسيار كمى بعد از رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏ و ‏آله‏ به شهادت رسيد، و تقريباً نصف اين ايام را نيز در بستر بيمارى به سر برد، اهتمام خاص ايشان به يادآورى جريان «غدير» در همين مدت كوتاه، روشن مى‏گردد!

...............................................

 

8.الصراط المستقيم، علامه زين‏الدين على بن يونس نباطى بياضى، كتابخانه حيدريه، نجف اشرف، چاپ اول 1384 ق.

9.الغدير، علامه امينى، دارالكتاب العربى، بيروت، چاپ سوم، 1387 ق.

10.كفاية‏الاثر، ابوالقاسم على بن محمد بن على خزّاز قمى رازى، انتشارات بيدار، قم، 1401 ق.

 

نوشته شده توسط مصطفي ارژنگ نيا | لينک ثابت |



لينك باكس مذهبي 

با ثبت وبلاگ خود در اين لينك باكس كاربران خود را تا 100% افزايش دهيد.

About
مصطفي ارژنگ نيا
دانشجوي دوره كارشناسي
رشته برق ، در گرايش قدرت
دانشگاه آزاد اسلامي واحد خميني شهر

هرگونه استفاده اي از مطالب اين وبلاگ با ذكر منبع مجاز مي باشد